در امتداد شب
شادی بهانه ای برای زندگی است... تمام لحظه هایتان از این بهانه باشد
صفحه نخست               تماس با مدیر          پست الکترونیک             RSS               ATOM
درباره وبلاگ


-----> توجه
-------> توجه
-------> توجه
-------> توجه

دوستای عزیزم بیشتر این مطالب حرف دل من " نیست".
این مطالب دیده های منه که دوست دارم با
اول شخص بنویسم یعنی از زبون خودم.
من خداروشکر تو زندگیم غمی ندارم
و نه کسی رو دارم که ازم دور باشه و براش
دلم پر بزنه
ولی از همه مهربونیاتون ممنونم
لازم دونستم این چیزا رو بهتون بگم
تا سوء برداشت نشه خدای ناکرده
مراقب خودتون باشید
یا علی

☆☆☆☆☆☆☆☆☆

من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی
که بلغزد بر من ، من خودم بودم و یک
حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد

۰♥۰♥۰♥۰♥۰♥۰♥۰♥۰♥۰♥۰♥
۰♥۰♥۰♥۰♥۰♥۰♥۰♥۰♥۰♥۰♥

گاهی گمان نمیکنی و میشود
گاهی نمیشود که نمیشود
گاهی هزار دوره دعا بی استجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود
گاهی گدای گدایی و بخت نیست
گاهی تمام شهر گدای تو میشود...

(دکتر شریعتی)

۰♥۰♥۰♥۰♥۰♥۰♥۰♥۰♥۰♥۰♥
۰♥۰♥۰♥۰♥۰♥۰♥۰♥۰♥۰♥۰♥

مدیر وبلاگ : حامد نظر خانلو.....
نظرسنجی
شما طرفدار کدام تیم هستید؟








درد فهمیدن...

حرفای یه غریبه ...
(از طرف یه دوست)...

...
همه بهم گفتن من بدم...همه گفتن بهونه دارم می گیرم ... یادته چقدر بهم گفتی که من ازت خسته شدم...
همه جا گفتی من عوضیم...همه جا گفتی طرف هوایی شده.
دم نزدم...یادته...
چقدر همه گفتن من بدم...همه دوستان مشترکمون حق به تو دادن...عجب روزایی بود.

اما همش یه طرف...اینکه تو بهم میگفتی دوسم داری یه طرف...چقدر راحت دروغ میگفتی...
...
دم نزدم یادته؟خم به ابروم نیومد...
به هیچکس نگفتم چی دیدم و چی ازت میدونم بی انصاف...
برای اینکه آبروت نره ... یادمه یه روز گفتی عشق و از من یاد گرفتی و نمیتونی بی من باشی...واااااااااااااااااااااا
اااااااااااااااای این جمله رو وقتی گفتی که فهمیده بودی من سرد شدم و نمیخوام بهت نگاه کنم...آره حالم ازت بهم میخورد و نگاهت نمیکردم...

بازم چیزی نگفتم تا خودت بری ... آخرشم که کلی حق به جانب بودی و هستی...
باشه ... اینم میگذره...

بازم به کسی نمیگم ..
.



.




نوع مطلب :
برچسب ها :
همه چی آرومه تو به من دل بستی....این چقدر خوبه که تو کنارم هستی....همه چی آرومه....غصه ها خوابیدن.....همه چی آرومه من چقدر خوشحالم....پیشم هستی حالا به خودم می بالم.....تو به من دل بستی از چشات معلومه....من چقدر خوشبختم همه چی آرومه....تشنه چشماتم منو سیرابم کن....منو با لالایی دوباره خوابم کن....بگو این آرامش تا ابد پابرجاست....حالا که برق عشق تو نگاهت پیداست....همه چی آرومه من چقدر خوشحالم....پیشم هستی حالا به خودم می بالم....تو به من دل بستی از چشات معلومه....من چقدر خوشبختم همه چی آرومه....همه چی آرومه تو به من دل بستی .....این چقدر خوبه که تو کنارم هستی....همه چی آرومه غصه ها خوابیدن....شک نداری دیگه تو به احساس من
همه چی آرومه من چقدر خوشحالم
پیشم هستی حالا به خودم می بالم













نوع مطلب :
برچسب ها :
یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : حامد نظر خانلو.....
دلیلی برای درک متقابل نمیبینم،

وقتی تو اسم هرزگی هایت را آزادی میگذاری.......




نوع مطلب :
برچسب ها :
شنبه 23 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : حامد نظر خانلو.....




نوع مطلب :
برچسب ها :
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : حامد نظر خانلو.....
بـــا تــوام دخـــتــر جــــان:

پسری که از این سرِ شهر میکوبه میاد دنبال تو,

پسری که بدون ترس و محکم, همه جا دستاشو دورت حلقه میکنه,
... ...
پسری که اس ام اساش کوتاه هست اما پر احساسه,

پسری که دستات رو تو چراغ قرمزِ خیابونا محکمتر میگیره,

پسری که بی هوا برات اس ام اس های غمگین میفرسته,

پسری که تو بیرون رفتنای دسته جمعی ساکت تر از همیشه است,

پسری که وقتی داری حرف میزنی تو صورتت لبخند میزنه,

پسری که موهاتو از جلوی چشمات میزنه کنار,

پسری که وقتی تو خودتی, قلقلکت میده؛

این پسر رو حق نداری اذیت کنی؛ حق نداری







نوع مطلب :
برچسب ها :
یکشنبه 27 فروردین 1391 :: نویسنده : حامد نظر خانلو.....


دارم با خاطرات تو  به احساسم نفس میدم            

                              نمیدونم چرا رفتی تقاص چی رو پس میدم

ازون روزی که دل کندی غریبم با خودم انگار     

                         تو راهو اشتباه رفتی ولی من  گم شدم انگار

تو رفتی و نمیدونی چه زجری داره این دوری    

                        چقدر خوبه که راضی شم به این حس که تو مجبوری

نمیدونی که توو قلبم چه طوفانی به پا کردی      

                        ولی از پا نمیافتم تا اون روزی که بر گردی...






نوع مطلب :
برچسب ها :
جمعه 4 فروردین 1391 :: نویسنده : حامد نظر خانلو.....
بعضـی وقتـا آدمـا یـه كـاری میكنـن كـه دیگـه نمیتـونـی دوسشـون داشتـه بـاشی!
ولــی...
عجیـب دلــت واسـشــون تـنـگ میشــه...!








نوع مطلب :
برچسب ها :
سه شنبه 1 فروردین 1391 :: نویسنده : حامد نظر خانلو.....



زیبایی این بهار را باید دید
مستانه میان تازگی ها رقصید
با سبزه ، سماق ، سرکه ، همسفره شد و
!ماهیِ اسیر تُنگ را هم فهمید

خدایا
تو خود بهتر می دانی که بر آورده کردن کدامین آرزو شادمان خواهد کرد
امسال دل تنگی های بی بهانه مان را کم تر کن
آرامش و سلامتی و نیکروزی عزیزانمان را همراه همیشگی مان کن

در این سال نو
هر کجا زخمی هست، مرحم
هر کجا ناامیدی هست، امید
و هر کجا نفرتی هست عشق جای آن را فرا گیرد
با سفره ی هفت سین و با دلی روشن به استقبال بهار برویم






نوع مطلب :
برچسب ها :
سه شنبه 1 فروردین 1391 :: نویسنده : حامد نظر خانلو.....

چرا؟؟؟

?

چرا تنهام گذاشت؟چرا دروغ گفت؟مگه چیکارش

کرده بودم اینجوری کرد؟گفت عاشقمه گفت بدونه من میمیره گفت هیچ وقت تنهام نمیذاره گفت فقط ماله من هه....؟!خیلی سخته یکی بهت بگه دوست داره بعد بره با یه غریبه تنهات بزاره خیلی سخته نگاه کنی تو چشمای کسی بعد بفهمی که خیلی بی کسی فقط اینو بدون که له شدم زیر اوار غرورش خیلی سخته نشسته باشی کنار کسی اما بی وفا باشه تو فکر اون یکی خیلی سخته اونی که دوسش داری بهت بگه باید تنهاش بزاری ....!هر چی من میخوام واسه م تلخ میشه چه شیرین باشه چه تلخ در هر صورت واسه من خیلی تلخه....!





نوع مطلب :
برچسب ها :
بدترین و خطرناک ترین کلمه اینه؟؟؟همه اینجورین!



نوع مطلب :
برچسب ها :
.: Weblog Themes By Pichak :.


( کل صفحات : 42 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
   
>

GOOGLE RANK

Page Rank

Page Rank